تبلیغات
فراسوی مرزهای شعر - مطالب اشعار حافظ موسوی
فراسوی مرزهای شعر

«بهترین عاشقانه ها و اشعار شاعران جهان»

پنهانی به دیدارم بیا

همچنان پذیرای تو خواهم بود

در حیاط خلوت روحم

که مخصوص ملاقات های خصوصی ست



حافظ موسوی



طبقه بندی: اشعار حافظ موسوی، 
[ دوشنبه 12 آبان 1393 ] [ 13:05 ] [ Shahram ] نظرات


اصلا قرار نیست من سکوت کنم

تا جهان به احترام تو برخیزد

گوش جهان کر است خوشبختانه

ما حرف‌هایمان را

باید همین‌طورها

به هم بزنیم

وگرنه احترام جهان

کشک است

یک لحظه است

مثل پلک زدن زیر آتش رگبار

یک لحظه است

مثل احتلام ناقص یک سرباز

در پشت خاکریز دشمن

یک لحظه است

مثل برق نگاهت

در اولین دقیقه‌ی این شعر

یک لحظه است

فرصتی که به ما داده‌اند

پس بهتر است به جای تعارف

شروع کنیم



حافظ موسوی



طبقه بندی: اشعار حافظ موسوی، 
[ سه شنبه 30 اردیبهشت 1393 ] [ 11:03 ] [ Shahram ] نظرات


قطاری که تو را با خود برد

چه چیز را با خود بر می گرداند؟

تعادل دنیا

گاهی فقط به مویی بند است

لوکوموتیو ران تو

کاش این را می دانست


حافظ موسوی




طبقه بندی: اشعار حافظ موسوی، 
برچسب ها:حافظ موسوی، شعر نو، فارسی، قطار، حافظ، موسوی،  
[ یکشنبه 21 اردیبهشت 1393 ] [ 11:23 ] [ Shahram ] نظرات


از ستاره ها دورتر نمی روم

 تو همین جا منتظرم باش

 به گنجشک ها گفته ام

 هوای دلتنگی ات را داشته باشند

 تا من برگردم

 جایی میان همین ستاره ها

 چشمه ای ست

 پوشیده از علف های نقره ای

 مگر تو نمی خواستی زیر ماه بنشینی

 و درخت ها و گربه ها و شیروانی های نقره ای را تماشا کنی؟

 ماه

 از آب همین چشمه نوشیده است

 که این همه مهتابی ست

کنار پنجره منتظرم باش


حافظ موسوی




طبقه بندی: اشعار حافظ موسوی، 
[ دوشنبه 15 اردیبهشت 1393 ] [ 10:34 ] [ Shahram ] نظرات


گنجشک‌ها با تو دوستند

گربه‌ها از صدای پایت فرار نمی‌کنند

سوسک‌ها

اگر تو بخواهی

کنار دمپایی‌ها دراز می‌کشند

جانور درونم آرام شده است

تو با کدام زبان حرف می‌زنی؟!


حافظ موسوی




طبقه بندی: اشعار حافظ موسوی، 
[ یکشنبه 14 اردیبهشت 1393 ] [ 09:21 ] [ Shahram ] نظرات


اما تو باید مواظب موهایت هم باشی

شاخه‌های این درختان کنار خیابان

گیره از موی دختران می‌رباید

باد هم که نباشد

برای پریشانی این شهر

هزار بهانه پیدا می‌شود ...


حافظ موسوی




طبقه بندی: اشعار حافظ موسوی، 
[ شنبه 30 فروردین 1393 ] [ 12:25 ] [ Shahram ] نظرات


هراس از دست دادنت

لیوانی‌ست که ناگهان از دست می‌افتد

هراس از دست دادنت

گلدانی سفالی‌ست

که در جایش محکم است

تکانش می‌دهی که نیفتد ...


حافظ موسوی
                                       



طبقه بندی: اشعار حافظ موسوی، 
[ جمعه 29 فروردین 1393 ] [ 09:49 ] [ Shahram ] نظرات


آرزوهایت بلند بود

دست های من کوتاه

تو نردبان خواسته بودی

من صندلی بودم

با این همه

فراموشم مکن

وقتی بر صندلی فرسوده ات نشسته ای

و به ماه فکر می کنی ...


حافظ موسوی




طبقه بندی: اشعار حافظ موسوی، 
[ یکشنبه 24 فروردین 1393 ] [ 19:16 ] [ Shahram ] نظرات


برای من کمی از دست هایت را بفرست

حالم بد است

دیوار ها

تعادل شان را

از دست داده اند

همیشه فرصت افتادن هست

همیشه فرصت در خاک غلت زدن

همیشه فرصت در جوی پر لجن دراز شدن

همیشه فرصت مردن

همیشه فرصت کمی از دست های تو اما برای من

چقدر کم است.


حافظ موسوی



طبقه بندی: اشعار حافظ موسوی، 
[ سه شنبه 19 فروردین 1393 ] [ 18:43 ] [ Shahram ] نظرات

از ستاره ها دورتر نمی روم

تو همین جا منتظر باش

به گنجشک ها گفته ام

هوای دلتنگی ات را داشته باشند

تا من برگردم

جایی میان همین ستاره ها

چمشه ای ست

پوشیده از علف های نقره ای

مگر تو نمی خواستی زیر نور ماه بنشینی

و درخت ها و گربه ها و شیروانی های نقره ای را

- تماشا کنی؟

ماه،

از آب همین چشمه نوشیده است

که این همه مهتابی ست

کنار پنجره منتظرم باش!


حافظ موسوی




طبقه بندی: اشعار حافظ موسوی، 
[ سه شنبه 16 مهر 1392 ] [ 09:17 ] [ Shahram ] نظرات


تمام این مسافرخانه‌


از عطر دست‌های تو

پر خواهد شد

دهان اگر باز کند

این چمدان

حافظ موسوی



طبقه بندی: اشعار حافظ موسوی، 
[ پنجشنبه 28 شهریور 1392 ] [ 09:19 ] [ Shahram ] نظرات