فراسوی مرزهای شعر

«بهترین عاشقانه ها و اشعار شاعران جهان»


موج می‌داند ملال عاشق سرخورده را

زخم خنجرخورده حال زخم خنجرخورده را …

در امان کی بوده‌ایم از عشق، وقتی بوی خون

باز، وحشی می‌کند باز ِ کبوتر خورده را

مرگ از روز ازل با عاشقان هم‌کاسه است

تا بلرزاند تنِ هر شام ِ آخر خورده را

خون دل‌ها خورده‌ام یک عمر و خواهم خورد باز

جام دیگر می‌دهندش جام دیگر خورده را

شعر شاید یک زن زیباست، من هم سایه‌اش

عاشق خود می‌کند هرکس به من برخورده را


مژگان عباسلو




طبقه بندی: اشعار مژگان عباسلو، 
[ دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 ] [ 13:49 ] [ Shahram ] نظرات


من ناگزیرم از دوست داشتن


باد اگر بایستد

مرده است ...


مژگان عباسلو



طبقه بندی: اشعار مژگان عباسلو، 
[ سه شنبه 19 فروردین 1393 ] [ 14:21 ] [ Shahram ] نظرات


لهجه‌ات

نه شمالی ست

نه جنوبی

اما

حرف که می‌زنی

باد از شمال می‌وزد

و پرندگان از جنوب باز‌می‌گردند


مژگان عباسلو



طبقه بندی: اشعار مژگان عباسلو، 
برچسب ها:حرف که میزنی، مژگان عباسلو،  
[ جمعه 15 فروردین 1393 ] [ 20:07 ] [ Shahram ] نظرات



سالهای سال

روی این نیمکت

در همین ایستگاه چشم دوخته ام

به راه

تا مسافری ...

مسافری که هیچ گاه ...


مژگان عباسلو





طبقه بندی: اشعار مژگان عباسلو، 
[ سه شنبه 12 فروردین 1393 ] [ 09:59 ] [ Shahram ] نظرات

تعداد کل صفحات : 2 ::     1  2