تبلیغات
فراسوی مرزهای شعر - مطالب اشعار سلمان هراتی
فراسوی مرزهای شعر

«بهترین عاشقانه ها و اشعار شاعران جهان»

من پیش این دریچه

چشم به راه بهارم

می دانم

سبزتر از جنگل

هیچ وسعتی بهار را نسرود

و سرخ تر از شهید

هیچ دستی در بهار

گلی نکاشت


سلمان هراتی



طبقه بندی: اشعار سلمان هراتی، 
[ پنجشنبه 8 آبان 1393 ] [ 19:49 ] [ Shahram ] نظرات

تاریک کوچه های مرا آفتاب کن

با داغهای تازه، دلم را مجاب کن

ابری غریب در دل من رخنه کرده است

بر من بتاب، چشم مرا غرق آب کن

ای عشق ای تبلور آن آرزوی سبز

برخیز و چون سکوت، دلم را خطاب کن

ای تیغ سرخ زخم، کجا میروی چنین

محض رضای عشق، مرا انتخاب کن

ای عشق، زیر تیغ تو ما سر نهادهایم

لطفی اگر نمیکنی، اینک عتاب کن


سلمان هراتی



طبقه بندی: اشعار سلمان هراتی، 
[ سه شنبه 24 تیر 1393 ] [ 17:46 ] [ Shahram ] نظرات


جهان، قرآن مصور است

و آیه‌ها در آن

به جای آنکه بنشینند، ایستاده‌اند

درخت یک مفهوم است

دریا یک مفهوم است

جنگل و خاک و ابر

خورشید و ماه و گیاه

با چشم‌های عاشق بیا

تا جهان را تلاوت کنیم



سلمان هراتی



طبقه بندی: اشعار سلمان هراتی، 
[ پنجشنبه 5 تیر 1393 ] [ 23:07 ] [ Shahram ] نظرات

آرامش موقت

می‌آیی

به غارت خلوت

و بوی عادت

با تو می‌آید

و گنگ را به تبسم

و تبسم را

به قهقهه تبدیل می‌كنی

ای روشنایی بی‌بعد

ای سطح بی‌عمق

میان پنجره می‌خندی

و رو به روی مرا

به هر چه آفتاب خداست می‌بندی

عطش را مباد

كه دل به رخوت مردابی تو بسپارد



سلمان هراتی



طبقه بندی: اشعار سلمان هراتی، 
[ پنجشنبه 5 تیر 1393 ] [ 23:04 ] [ Shahram ] نظرات


قدم زنان در ساحل خاکستری مه

دنبال سادگی پسرکی می‌گردم

که کودکی من بود

و یک روز از تشنج تنگدستی

به این‌جا آمده بود

و نگاهش را با بال‌های یک لک‌لک

در ژرف بی‌رنگ مه گم کرد

از آن پس

من به تماشای دوردست‌ها خرسندم



سلمان هراتی



طبقه بندی: اشعار سلمان هراتی، 
[ پنجشنبه 5 تیر 1393 ] [ 23:02 ] [ Shahram ] نظرات


هر چند هوای دل من طوفانی است

بنیاد دلم نهاده بر ویرانی است

در من اما پلی است از درد و نیاز

می خواندم آن سوی که آبادانی است



سلمان هراتی



طبقه بندی: اشعار سلمان هراتی، 
برچسب ها:شعرهای سلمان هراتی، رباعیات سلمان هراتی،  
[ شنبه 31 خرداد 1393 ] [ 19:53 ] [ Shahram ] نظرات


گاهی آنقدر واقعیت داری

که پیشانی‌ام

به یک تکه ابر سجده می‌برد

به یک درخت خیره می‌شوم

از سنگ‌ها توقع دارم

مهربانی را


سلمان هراتی



طبقه بندی: اشعار سلمان هراتی، 
[ چهارشنبه 28 خرداد 1393 ] [ 22:47 ] [ Shahram ] نظرات


سلام بر آنان

که در پنهان خویش

بهاری برای شکفتن دارند

و می‌دانند

هیاهوی گنجشک‌های حقیر

ربطی با بهار ندارد


سلمان هراتی



طبقه بندی: اشعار سلمان هراتی، 
[ چهارشنبه 28 خرداد 1393 ] [ 18:32 ] [ Shahram ] نظرات

دفتر کوچک نقـاشی من

داخل هر برگت

طرح یک موج کشیدم با رنگ

گفتـه بودم شاید

بتوانم دریا را بکشم

آه افسوس نشد

دفتر کوچک نقاشی من

برگ‌های تو کم است


سلمان هراتی



طبقه بندی: اشعار سلمان هراتی، 
[ چهارشنبه 28 خرداد 1393 ] [ 17:11 ] [ Shahram ] نظرات


ای کاش درختی باشم

تا همه تنهایان

ز من پنجره‌ای کنند

و تماشا کنند در من

کاهش دل‌تنگی‌شان را



سلمان هراتی




طبقه بندی: اشعار سلمان هراتی، 
[ چهارشنبه 28 خرداد 1393 ] [ 12:18 ] [ Shahram ] نظرات


بهار آمد از کوه انبوه

شکفتن شد آغاز

دریغا که من چو زمستان سردی

به پایان رسیدم


سلمان هراتی



طبقه بندی: اشعار سلمان هراتی، 
برچسب ها:اشعار سلمان هراتی، سلمان هراتی شاعر جنگ، وقتی که از هوای گرفته بودن، به سمت جبهه می‌آیی، مام تو در معیت آفتاب است، از آسمان سبز (مجوعه شعر_۱۳۶۵).، دری به خانهٔ خورشید (مجوعه شعر_۱۳۶۸).،  
[ سه شنبه 6 خرداد 1393 ] [ 22:04 ] [ Shahram ] نظرات


ای تو هوای خانه ی ما سرد می شود

برگ درخت باور ما زرد می شود

شب بی تو روی صبح نمی بیند ای دریغ

خورشید بی تو منجمد و سرد می شود

زیباترین بهانه در اینجا حضور توست

ور نه زمین هوایی و ولگرد می شود

در غیبت بهار درخت از چه بشکفد؟

باران که نیست باغچه دلسرد می شود

امکان هر ترانه تویی ای ملایمت

ورنه ترانه زمزمه ی درد می شود


سلمان هراتی



طبقه بندی: اشعار سلمان هراتی، 
برچسب ها:اشعار سلمان هراتی، سلمان هراتی شاعر جنگ، وقتی که از هوای گرفته بودن، به سمت جبهه می‌آیی، مام تو در معیت آفتاب است، از آسمان سبز (مجوعه شعر_۱۳۶۵).، دری به خانهٔ خورشید (مجوعه شعر_۱۳۶۸).،  
[ سه شنبه 6 خرداد 1393 ] [ 22:02 ] [ Shahram ] نظرات

تعداد کل صفحات : 2 ::     1  2