تبلیغات
فراسوی مرزهای شعر - مطالب اشعار هیوا مسیح
فراسوی مرزهای شعر

«بهترین عاشقانه ها و اشعار شاعران جهان»

از آن خورشید های همیشه در کودکی

از آن روزهای شکوفه تا سیب

و آن مشق های تا کتاب

که تو نبودی

تا همین یک بار دیگر که در سفرم

مادرم باز

به امامزاده های کنار راه سلام می کند

و نگاهش در انتهای دشت های چه دور

محو می شود

می دانم

دعا می کند وقتی امتداد جاده مرا به دورهای ناپیدا برد

تمام آبهای عالم

پشت سرم سرود بخوانند

حالا تمام آب های نه تنها پشت سرم

که آب

همین کاسه ی آفتاب خورده هم سرود می خواند

و هر روز

بچه های تمام دنیا

با اولین قطار

با اولین هواپیمای آشنا

به خانه ام می آیند

تا نه تنها برای دعاهای پشت سرم

که برای تمام مسافران راههای ناپیدا

دعا کنیم



هیوا مسیح



طبقه بندی: اشعار هیوا مسیح، 
[ یکشنبه 18 خرداد 1393 ] [ 22:43 ] [ Shahram ] نظرات



از امشب

 خوابهایم برای تو

از این پس

باچشم های باز می خوابم

از اینجا به بعد

که تو چترت را نو می کنی

من از راههای پراز چتر رفته برمی گردم

ولی تو آمدنم را خواب نخواهی دید



طبقه بندی: اشعار هیوا مسیح، 
[ شنبه 9 فروردین 1393 ] [ 00:20 ] [ Shahram ] نظرات