تبلیغات
فراسوی مرزهای شعر - مطالب اشعار شمس لنگرودی
فراسوی مرزهای شعر

«بهترین عاشقانه ها و اشعار شاعران جهان»

می خواهم ببوسمت

اگر این شعر های شعله ورم دهانی بگذارند

می خواهم دستت را بگیرم

اگر که دست دهد این دست این قلم

دستی بگذارند

اینان به نوشتن از تو چنان معتادند

که مجسمه ها به سنگ

و سربازان

به خیالات پیروزی



شمس لنگرودی




طبقه بندی: اشعار شمس لنگرودی، 
[ سه شنبه 10 شهریور 1394 ] [ 07:24 ] [ Shahram ] نظرات


دلتنگی

خوشه ی انگور سیاه است

لگدکوبش کن

لگدکوبش کن

بگذار ساعتی

سربسته بماند

مستت میکند

اندوه


شمس لنگرودی



طبقه بندی: اشعار شمس لنگرودی، 
[ چهارشنبه 23 اردیبهشت 1394 ] [ 04:12 ] [ Shahram ] نظرات

بی آن که بوی تو را بشنوم

ریشه های سیاهم

در تاریکی بیدار می شوند

فریاد می زنند : بهار ، بهار

شاخه های درختم من

به آمدنت معتادم


شمس لنگرودی



طبقه بندی: اشعار شمس لنگرودی، 
برچسب ها:بهار، شمس لنگرودی، شعر، شعر نو، عشق، دلتنگی، فریاد بهار،  
[ جمعه 4 اردیبهشت 1394 ] [ 11:16 ] [ Shahram ] نظرات

پروردگارا

آزادم كن به شكل گلی درآیم

و با قطرات پاییزی بریزم

من تاب خنده سنجاب را بر آدم‌بودن آدمی ندارم


شمس لنگرودی



طبقه بندی: اشعار شمس لنگرودی، 
[ سه شنبه 6 آبان 1393 ] [ 10:28 ] [ Shahram ] نظرات

پائیزی زیبا

همه در تعطیلات

جز جمعه

كه تازه رسیده است و

وارد شهر می‌شود


شمس لنگرودی



طبقه بندی: اشعار شمس لنگرودی، 
[ شنبه 3 آبان 1393 ] [ 10:47 ] [ Shahram ] نظرات


خلاصه بهاری دیگر

بی حضور تو

از راه میرسد

و آنچه که زیبا نیست

زندگی نیست

روزگار است


شمس لنگرودی



طبقه بندی: اشعار شمس لنگرودی، 
[ چهارشنبه 29 مرداد 1393 ] [ 18:16 ] [ Shahram ] نظرات

این مه

که دور درختان راه می‌رود

این مه می‌داند

که چقدر دوستت دارم

این مه

که منم

و دور از تو

تاب تنم را ندارم


شمس لنگرودی



طبقه بندی: اشعار شمس لنگرودی، 
[ شنبه 25 مرداد 1393 ] [ 13:01 ] [ Shahram ] نظرات


آن قدر به تو نزدیک بودم

که تو را ندیدم

در تاریکی خود ، به تو لبخند می زنم

شکرانه روزهایی

که کنار تو

راه رفته ام


شمس لنگرودی



طبقه بندی: اشعار شمس لنگرودی، 
[ یکشنبه 5 مرداد 1393 ] [ 19:10 ] [ Shahram ] نظرات


خداوندا

تمام حرف های جهان یک طرف

این راز یک طرف

آیات شما

چه قدر ، شبیه به لبخند اوست


شمس لنگرودی



طبقه بندی: اشعار شمس لنگرودی، 
[ یکشنبه 5 مرداد 1393 ] [ 16:40 ] [ Shahram ] نظرات

روزی نو

آغازی نو

جغرافیای بوسه ی من ، کجایی ؟

تا در سپیده های تو پهلو گیرم

عطر گل شب بو کجایی ؟

شب تابستانی بی حس کنار جاده افتاده است

دلم می خواهد

چنان بنوشمت که در استخوانم حل شوی

آسمان آب شده در تنگ بلورین من

موجی کف بر لبم که به اشتیاق تو تا ساحل می دوم

و لب پر زنان به بستر خود می روم

بی آنکه تو را ببینم

روزی تو

آغازی نو

جغرافیای خانه ی من، کجایی ؟


شمس لنگرودی



طبقه بندی: اشعار شمس لنگرودی، 
برچسب ها:شمس لنگرودی، جغرافیای بوسه، بوسه، لب من و تو، عشق تو،  
[ یکشنبه 5 مرداد 1393 ] [ 16:14 ] [ Shahram ] نظرات


در هر ایستگاهی که پیاده شوی

کنار توام

این قطار

مثل همیشه در کف دستم راه می رود


شمس لنگرودی



طبقه بندی: اشعار شمس لنگرودی، 
[ شنبه 4 مرداد 1393 ] [ 18:05 ] [ Shahram ] نظرات


آتش باشی

برای تو هیزم می‌شوم

دریا بروی

پارو

تو همیشه درست پنداشته‌ای

دل من

شبیه تكه سنگی است

كه می‌خواهم

تو با همه خستگی‌هایت

یك لحظه

به من تكیه كنی


شمس لنگرودی



طبقه بندی: اشعار شمس لنگرودی، 
[ شنبه 4 مرداد 1393 ] [ 17:07 ] [ Shahram ] نظرات

تعداد کل صفحات : 4 ::     1  2  3  4