تبلیغات
فراسوی مرزهای شعر - مطالب اشعار احمد شاملو
فراسوی مرزهای شعر

«بهترین عاشقانه ها و اشعار شاعران جهان»


شازده کوچولو پرسید:

از کجا بفهمم وابسته شدم؟

روباه جواب داد :

تا وقتی هست نمی فهمی


آنتوان دوسنت اگزوپری



طبقه بندی: شاعران خارجی، آثار ادبی، اشعار احمد شاملو، 
برچسب ها:شازده کوچولو، احمد شاملو، آنتوان دوسنت اگزوپری،  
[ جمعه 3 مهر 1394 ] [ 22:04 ] [ Shahram ] نظرات


تنها

هنگامی که خاطره ات را می بوسم

درمی یابم دیری است که مرده ام

چرا که لبان خود را از پیشانی خاطره ی تو سردتر می یابم

از پیشانی خاطره ی تو

ای یار

ای شاخه ی جدامانده ی من



احمد شاملو



طبقه بندی: اشعار احمد شاملو، 
[ دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 ] [ 15:33 ] [ Shahram ] نظرات

مرگ را پروای آن نیست

که به انگیزهای اندیشد

زندگی را فرصتی آنقدر نیست

که در آینه به قدمت خویش بنگرد

و عشق را مجالی نیست

حتی آنقدر که بگوید :

برای چه دوستت می دارد

احمد شاملو



طبقه بندی: اشعار احمد شاملو، 
برچسب ها:اشعار احمد شاملو، احمد شاملو، بزرگترین شاعران ایران، شعرهای نو، بهترین اشعار احمد شاملو،  
[ دوشنبه 21 اردیبهشت 1394 ] [ 08:09 ] [ Shahram ] نظرات

اما نیم‌ شبی من خواهم رفت

از دنیایی که مال من نیست

از زمینی که به بیهوده مرا بدان بسته‌‌اند

و تو آن‌گاه خواهی دانست، خون سبز من

خواهی دانست که جای چیزی در وجود تو خالی‌ست

و تو آن‌گاه خواهی دانست،

پرنده‌ی کوچک قفس خالی و منتظر من

خواهی دانست که تنها مانده‌ای با روح خودت

و بی‌ کسی‌‌ات را دردناک‌تر خواهی چشید زیر دندان غم‌ات

غمی که من می‌برم

غمی که من می‌‌کشم


احمد شاملو



طبقه بندی: اشعار احمد شاملو، 
[ یکشنبه 20 اردیبهشت 1394 ] [ 11:06 ] [ Shahram ] نظرات

خاتون من

حتی اگر هزار سال عاشق تو باشم

یک بوسه

یک نگاه حتی
 
حرامم باد،

اگر تو عاشق نباشی


احمد شاملو



طبقه بندی: اشعار احمد شاملو، 
[ پنجشنبه 30 مرداد 1393 ] [ 17:34 ] [ Shahram ] نظرات

تنها هنگامی که خاطره ات را می بوسم

 در می یابم دیری است که مرده ام

چرا که لبان خود را از پیشانی خاطره تو سردتر می یابم

از پیشانی خاطره تو ای یار

ای شاخه جدامانده من


  احمد شاملو



طبقه بندی: اشعار احمد شاملو، 
[ چهارشنبه 29 مرداد 1393 ] [ 22:02 ] [ Shahram ] نظرات


کاش دلتنگی نیز نام کوچکی می داشت

نام کوچکی : تا به جانش می خواندی

تا به مهر آوازش می دادی

همچو مرگ

که نام کوچک زندگی ست



احمد شاملو



طبقه بندی: اشعار احمد شاملو، 
[ یکشنبه 5 مرداد 1393 ] [ 16:56 ] [ Shahram ] نظرات


ما در ظلمت‌ایم

بدان خاطر که کسی به عشق ما نسوخت

ما تنهاییم

چرا که هرگز کسی ما را به جانب خود نخواند

عشق‌های معصوم ، بی‌کار و بی انگیزه‌اند

و دوست داشتن

از سفرهای دراز تهی‌دست باز می‌گردد

دیگر

امید درودی نیست

امید نوازشی نیست


احمد شاملو



طبقه بندی: اشعار احمد شاملو، 
[ یکشنبه 5 مرداد 1393 ] [ 16:06 ] [ Shahram ] نظرات


قصد من فریب خودم نیست,دل پذیر

قصد من

فریب خودم نیست

اگر لب ها دروغ می گویند

از دست های تو راستی هویداست

و من از دست های توست که سخن می گویم

دستان تو خواهران تقدیر من اند

از جنگل سوخته از خرمن های باران خورده سخن می گویم

من از دهکده ی تقدیر خویش سخن می گویم


احمد شاملو



طبقه بندی: اشعار احمد شاملو، 
[ شنبه 4 مرداد 1393 ] [ 11:45 ] [ Shahram ] نظرات

شما که زیبائید تا مردان

زیبایی را بستایند

و هر مردی که به راهی می شتابد

جادویی لبخندی از شماست

و هر مرد در آزادگی خویش

به زنجیر زرین عشقی ست پای بست

عشق تان را به ما دهید

شما که عشق تان زندگی ست

و خشم تان را به دشمنان ما

شما که خشم تان مرگ است


احمد شاملو



طبقه بندی: اشعار احمد شاملو، 
[ شنبه 4 مرداد 1393 ] [ 11:03 ] [ Shahram ] نظرات


نقره داغ ، حال و روز یک مرد عاشق است

مرد عاشقی که

فکر می کرد

چون عاشق است

معشوقه اش هم باید بههما ن اندازه

عاشقش باشد


احمد شاملو



طبقه بندی: اشعار احمد شاملو، 
برچسب ها:اشعار احمد شاملو، مرد عاشق، نقره داغ، معشوقه، احمد شاملو،  
[ پنجشنبه 2 مرداد 1393 ] [ 17:26 ] [ Shahram ] نظرات


حضورت

بهشتی‌ست

که گریز از جهنم را توجیه می‌کند

دریایی که مرا در خود غرق می‌کند

تا از همه‌ی گناهان و دروغ

شسته شوم



احمد شاملو



طبقه بندی: اشعار احمد شاملو، 
برچسب ها:احمد شاملو، بهشت، غرق عشق، سکوت، ایدا در اینه، اشعار احمد شاملو،  
[ پنجشنبه 2 مرداد 1393 ] [ 16:29 ] [ Shahram ] نظرات

تعداد کل صفحات : 5 ::     1  2  3  4  5