فراسوی مرزهای شعر

«بهترین عاشقانه ها و اشعار شاعران جهان»

تو را راندم،

و ساکهایت را در پیادهرو افکندم

اما بارانیات که در خانهام مانده بود

هذیانگویبی سر داد،

و با اعتراض آستینهایش را برای در آغوش گرفتنم

به حرکت در آورد

وآن گاه که بارانی را از پنجره پرتاب کردم،

همچنان که فرو میافتاد،

دستهای خالیاش را در باد برآورد،

چونان کسی که به نشانهی بدرود،

دستی برآورد

یا آن که فریاد زند: کمک



غاده السمان




طبقه بندی: اشعار غاده السمان، 
[ چهارشنبه 21 خرداد 1393 ] [ 17:32 ] [ Shahram ] نظرات


به من بیاموز

چگونه عطر به گل سرخش باز می گردد

تا من به تو بازگردم

مادر

به من بیاموز

چگونه خاکستر، دوباره اخگر می شود

و رودخانه، سرچشمه

و آذرخش ها، ابر

و چگونه برگ های پاییز دوباره به شاخه ها

باز می گردد

تا من به تو بازگردم مادر



غاده السمان




طبقه بندی: اشعار غاده السمان، 
[ چهارشنبه 21 خرداد 1393 ] [ 17:31 ] [ Shahram ] نظرات


دل من میخی بر دیوار نیست

که کاغذپارههای عشق را بر آن بیاویزی

و چون دلت خواست آن را جدا کنی

ای دوست! خاطره در برابر خاطره

نسیان در برابر نسیان

و آغازگر ستمگرترست

این است حکمت جغد


غاده السمان



طبقه بندی: اشعار غاده السمان، 
[ چهارشنبه 21 خرداد 1393 ] [ 17:31 ] [ Shahram ] نظرات


جهان پیشینم را انکار میکنم،

جهان تازهام را دوست نمیدارم،

پس گریزگاه کجاست

اگر چشمانت سرنوشت من نباشد؟



غاده السمان




طبقه بندی: اشعار غاده السمان، 
[ چهارشنبه 21 خرداد 1393 ] [ 17:29 ] [ Shahram ] نظرات


شعار آزادى سر دادم

اما آنگاه كه گردونه هاى آزادى

با پرچم هایش در همه جا به گردش درآمد

مرا پایمال كرد


غاده السمان



طبقه بندی: اشعار غاده السمان، 
[ چهارشنبه 21 خرداد 1393 ] [ 17:28 ] [ Shahram ] نظرات