فراسوی مرزهای شعر

«بهترین عاشقانه ها و اشعار شاعران جهان»


قاصدک ها شانه خالی کرده اند

دوستت دارم ها توی دلم حیران مانده اند

شاید هم راه خانه ات از حافظه باد پاک شده

هرچه هست

کوهها هنوز مثل کوه ایستاده اند

زمین هم همچنان گرد است

آب هم از آب تکان نخورده

فقط انگار کسی عشق را

از تمام قصه ها پاک کرده


گیلدا ایازی



طبقه بندی: اشعار گیلدا ایازی، 
[ چهارشنبه 14 خرداد 1393 ] [ 21:50 ] [ Shahram ] نظرات


باید می دانستم

عشق مرداب نیست

و آغوش

زمین گیرت نمی کند

دوست دارم

دوباره

دستم را که دراز می کنم

آسمان توی مشتم باشد

شبها ستاره بچینم

دلم که گرفت

با گنجشکها پرواز کنم

تو شاید به این حرفها بخندی

اما قلبم گواهی می دهد

عشق یعنی همین

دیگر، هرگز

به آغوشت باز نمی گردم


گیلدا ایازی



طبقه بندی: اشعار گیلدا ایازی، 
[ چهارشنبه 14 خرداد 1393 ] [ 19:34 ] [ Shahram ] نظرات


آسمان را نگاه میکنم

قدش آنقدر بلند است که

تقویم را برمیدارم

تک تک برگهایش را

با بادبادکی

به آسمان میسپارم

حالا میتوانم

برگردم به اول زمان

اما نه!

دیگر به بهشت نمیروم

آنجا خون

تاوان سیبی بود

که با عشق به تو دادم...

تنها گوشه ی ته چشمان تو

بهشت که هیچ

ابدیتی است برای من

نگاهم کن


گیلدا ایازی



طبقه بندی: اشعار گیلدا ایازی، 
[ چهارشنبه 14 خرداد 1393 ] [ 19:33 ] [ Shahram ] نظرات