تبلیغات
فراسوی مرزهای شعر - مطالب اشعار حسین منزوی
فراسوی مرزهای شعر

«بهترین عاشقانه ها و اشعار شاعران جهان»



فصل فصل کتاب باورمان

همه بازیچه های شیطان است

حسین منزوی



طبقه بندی: اشعار حسین منزوی، 
[ شنبه 19 اردیبهشت 1394 ] [ 10:06 ] [ Shahram ] نظرات

ماندن یا نماندن

سوال این نیست

آی که چشم های تو می گویند : بمان

می مانم

حتی اگر جهان را

بر شانه های خسته ی من

آوار کرده باشی


حسین منزوی



طبقه بندی: اشعار حسین منزوی، 
[ جمعه 3 مرداد 1393 ] [ 20:22 ] [ Shahram ] نظرات

دلم برایت یک ذره است

کی میشود که

ساعت وقارش را

با بیقراری من عوض کند ؟

عقربه های تنبل

آیا پیش از من

به کسی که معشوق را در کنار دارد

قول همراهی داده اید ؟

در آسمان آخر شهریور

حتی ستاره ای هم نگران من نیست

به اتاق برمیگردم و

شب را دور سرم می چرخانم و

به دیوار می کوبم


حسین منزوی



طبقه بندی: اشعار حسین منزوی، 
[ جمعه 3 مرداد 1393 ] [ 19:12 ] [ Shahram ] نظرات


سکوت می کنم و عشق ، در دلم جاری است

که این شگفت ترین نوع خویشتن داری است

تمام روز ، اگر بی تفاوتم ؛ اما

شبم قرین شکنجه ، دچار بیداری است

رها کن آنچه شنیدی و دیده ای ، هر چیز

به جز من و تو و عشق من و تو ، تکراری است

مرا ببخش ! بدی کرده ام به تو ، گاهی

کمال عشق ، جنون است و دیگرآزاری است

مرا ببخش اگر لحظه هایم آبی نیست

ببخش اگر نفسم ، سرد و زرد و زنگاری است

بهشت من ! به نسیم تبسمی دریاب

جهانِ جهنم ما را ، که غرق بیزاری است


حسین منزوی



طبقه بندی: اشعار حسین منزوی، 
[ پنجشنبه 2 مرداد 1393 ] [ 18:05 ] [ Shahram ] نظرات


دستی كه به دست من بپیوندد، نیست  
     
صبحی كه به روی ظلمتم خندد، نیست

زنجیر، فراوان فراوان، اما

چیزی كه مرا به زندگی بندد، نیست


حسین منزوی
                                                



طبقه بندی: اشعار حسین منزوی، 
برچسب ها:اشعار حسین منزوی، با عشق در حوالی فاجعه- مجموعه غزلی سروده شده از سال ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۲.، این ترک پارسی‌گوی (بررسی شعر شهریار).، از شوکران و شکر؛ مجموعه غزلی سروده‌شده از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۶۷.، از ترمه و تغزل؛ گزیده اشعار، با سیاوش از آتش، از خاموشی‌ها و فراموشی‌ها،  
[ دوشنبه 5 خرداد 1393 ] [ 09:24 ] [ Shahram ] نظرات


دلم برایت یک ذره است

کی می‌شود که

ساعت وقارش را

با بی‌قراری من، عوض کند

عقربه‌های تنبل

آیا پیش از من

به کسی که معشوق را در کنار دارد

قول همراهی داده‌اید ؟

در آسمان آخر شهریور

حتی ستاره‌ای هم نگران من نیست

به اتاق برمی‌گردم و

شب را دور سرم می‌چرخانم و

به دیوار می‌کوبم



حسین منزوی





طبقه بندی: اشعار حسین منزوی، 
برچسب ها:اشعار حسین منزوی، با عشق در حوالی فاجعه- مجموعه غزلی سروده شده از سال ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۲.، این ترک پارسی‌گوی (بررسی شعر شهریار).، از شوکران و شکر؛ مجموعه غزلی سروده‌شده از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۶۷.، از ترمه و تغزل؛ گزیده اشعار، با سیاوش از آتش، از خاموشی‌ها و فراموشی‌ها،  
[ شنبه 3 خرداد 1393 ] [ 06:48 ] [ Shahram ] نظرات


وقتی

با میوه رسیده لب‌هایت

پرهیزم را به وسوسه می‌گیری

من فکر می‌کنم پدرم حق داشت

که میوه حرام

همیشه

شیرین‌تر است



حسین منزوی



طبقه بندی: اشعار حسین منزوی، 
برچسب ها:اشعار حسین منزوی، با عشق در حوالی فاجعه- مجموعه غزلی سروده شده از سال ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۲.، این ترک پارسی‌گوی (بررسی شعر شهریار).، از شوکران و شکر؛ مجموعه غزلی سروده‌شده از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۶۷.، از ترمه و تغزل؛ گزیده اشعار، با سیاوش از آتش، از خاموشی‌ها و فراموشی‌ها،  
[ شنبه 3 خرداد 1393 ] [ 06:23 ] [ Shahram ] نظرات


نام تو را نمی‌دانم

آری،

اما می‌دانم

گل‌ها اگر

نام تو را

می‌دانستند،

نسل بهار از این‌سان

رو سوی انقراض ،

نمی‌رفت



حسین منزوی



طبقه بندی: اشعار حسین منزوی، 
برچسب ها:اشعار حسین منزوی، با عشق در حوالی فاجعه- مجموعه غزلی سروده شده از سال ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۲.، این ترک پارسی‌گوی (بررسی شعر شهریار).، از شوکران و شکر؛ مجموعه غزلی سروده‌شده از سال ۱۳۴۹ تا ۱۳۶۷.، از ترمه و تغزل؛ گزیده اشعار، با سیاوش از آتش، از خاموشی‌ها و فراموشی‌ها،  
[ شنبه 27 اردیبهشت 1393 ] [ 21:06 ] [ Shahram ] نظرات


خاطراتت ز آنسوی آفاق ، آوازم دهند

تا در آبی های دور از دست پروازم دهند

رفته ام زین پیش و خواهم رفت زین پس بازهم

با صدای عشق از هر سو که آوازم دهند

آنچه را با چشم گفتم با تو ، خواهم گفت نیز

با زبان گر شرم و شک یارای ابرازم دهند

شام آخر را نخواهم باخت همراهش اگر

لذت صبح نخستین را دمی بازم دهند

تا سرانجام است امید سر آغازم به جای

گر چه هم بیم سرانجام ، از سرآغازم دهند

یک دریچه از نیازی مشترک خواهم گشود

با تو وقتی مشترک دیواری از رازم دهند

در قفس آزاد ،زیباتر که در آفاق اسیر

گو در بازم بگیرند و پر بازم دهند



حسین منزوی







طبقه بندی: اشعار حسین منزوی، 
[ جمعه 12 اردیبهشت 1393 ] [ 20:52 ] [ Shahram ] نظرات


در تنگ نظر سعه ی صاحبنظری نیست

با شب پرگان ، جوهر خورشیدوری نیست

آن را که تجلی است در ایینه ی تاریخ

در شیشیه ی ساعت چه غم ار جلوه گری نیست ؟

ره توشیه ی زهر سو نستانیم که ما را

با هر که در این راه سر همسفری نیست

در ما عجبی نیست که جز عیب نبیند

آن را که هنر هیچ به جز بی هنری نیست

اینان همه نو دولت عیش گذرانند

ما دولت عشقیم که دورش سپری نیست

سوزی که درون دل ما می وزد این بار

کولک شبانه است نسیم سحری نیست



حسین منزوی





طبقه بندی: اشعار حسین منزوی، 
[ جمعه 12 اردیبهشت 1393 ] [ 20:44 ] [ Shahram ] نظرات


در انتظار تو تا كی سحر شماره كنم؟

ورق ورق شب تقویم كهنه پاره كنم؟

نشانه های تو بر چوب خط هفته زنم

كه جمعه بگذرد و شنبه را شماره كنم

برای خواستن خیر مطلقی كه تویی

به هر كتاب ز هر باب استخاره كنم

شب و خیال و سراغ تو،باز می آیم 

كه بهت خانه ی در بسته را نظاره كنم

تو كی ز راه میایی كه شهر شبزده را

به روشنایی چشمم چراغواره كنم؟

ز یاس های تو مشتی بپاشم از سر شوق

به روی آب و قدح را پر از ستاره كنم

هزار بوسه ی از انتظار لك زده را

نثار آن لب خوشخند خوشقواره كنم

هنوز هم غزلم شوكرانی است الا

كه از لب تو شكرخندی استعاره كنم


حسین منزوی




طبقه بندی: اشعار حسین منزوی، 
[ جمعه 5 اردیبهشت 1393 ] [ 07:37 ] [ Shahram ] نظرات


همه روح، خسته مادر ، همه دل شکسته مادر

همه تن تکیده مادر ، همه رگ گسسته مادر

 تو رها و ما اسیران ز غم تو گوشه گیران

همه ما به دام مانده، تو ز بند رسته مادر

 دم رفتن است باری نظری که تا ببینی

که چگونه خانه بی تو، به عزا نشسته مادر

 سفری است اینکه میلش نبود به بازگشتی

همه رو به بی نهایت سفرت خجسته مادر


حسین منزوی




طبقه بندی: اشعار حسین منزوی، 
[ دوشنبه 1 اردیبهشت 1393 ] [ 12:53 ] [ Shahram ] نظرات

تعداد کل صفحات : 2 ::     1  2