تبلیغات
فراسوی مرزهای شعر - مطالب مرداد 1393
فراسوی مرزهای شعر

«بهترین عاشقانه ها و اشعار شاعران جهان»


ای خالق دوباره ی ققنوسان

مگذار در سکوت بمیرم

وقتی تو می توانی

خاکستر را

با یک نگاه

باز بگیرانی


محمد علی بهمنی




طبقه بندی: اشعار محمد علی بهمنی، 
[ جمعه 31 مرداد 1393 ] [ 23:57 ] [ Shahram ] نظرات


زیبایی تو

حرف ندارد

باید سکوت کرد


محمد علی بهمنی




طبقه بندی: اشعار محمد علی بهمنی، 
[ جمعه 31 مرداد 1393 ] [ 23:54 ] [ Shahram ] نظرات

تا زنده باشم چون کبوتر دانه می خواهم

امروز محتاج توام؛ فردا نمی خواهم

آشفته ام...زیبایی ات باشد برای بعد

من درد دارم شانه ای مردانه می خواهم

از گوشه ی محراب عمری دلبری جستم

اکنون خدا را از دل میخانه می خواهم

می خندم و آیینه می گرید به حال من

دیوانه ام، هم صحبتی دیوانه می خواهم

در را به رویم باز کن اندوه آوردم

امشب برای گریه کردن شانه می خواهم


علیرضا بدیع



طبقه بندی: اشعار علیرضا بدیع، 
[ جمعه 31 مرداد 1393 ] [ 23:52 ] [ Shahram ] نظرات

آمدم پیله به دورش بتنم صبر آمد

عطسه زد دکمه ای از پیرهنم، صبر آمد

آمدم پشت در و در زدم و گفت که کیست

خواستم زود بگویم که منم صبر آمد

نیت بوسه به لب داشتم اما چه کنم

گره افتاد به کار دهنم صبر آمد

دل به دیوانگی اش دادم و دیدم سخت است

قصد کردم که از او دل بکنم صبر آمد

تا که تصمیم گرفتم بت من خرد شود

از لب تیشه ی شیرین شکنم صبر امد

دست بردم که شبی خنجر زهرآگین را

آه بیرون بکشم از بدنم صبر آمد


سید مهدی موسوی



طبقه بندی: اشعار سید مهدی موسوی، 
[ جمعه 31 مرداد 1393 ] [ 23:48 ] [ Shahram ] نظرات

گم کرد شبی راه و مسیرش به من افتاد

ناخواسته در تیر رس راهزن افتاد

در تیر رس من گره انداخت به ابرو

آهسته کمان و سپر از دست من افتاد

بی دغدغه بی هیچ نبردی دلم آرام

در دام دوتا چشم دو شمشیر زن افتاد

می خواستم از او بگریزم دلم اما

این کهنه رکاب از نفس از تاختن افتاد

لرزید دلم مثل همان روز که چشمم

در کشور بیگانه به یک هم وطن افتاد

  درگیر خیالات خودم بودم و او گفت:

من فکر کنم چایی تان از دهن افتاد


سید حمیدرضا برقعی



طبقه بندی: اشعار سید حمیدرضا برقعی، 
[ جمعه 31 مرداد 1393 ] [ 23:45 ] [ Shahram ] نظرات

آرام باش،

حوصله کن،

آب های زودگذر،

هیچ فصلی را نخواهند دید

از ریگ های ته جویبار شنیده ام

مهم نیست که مرا

از ملاقات ماه و گفت و گوی باران

بازداشته اند

من برای رسیدن به آرامش

تنها به تکرار اسم تو

بسنده خواهم کرد

حالا آرام باش

همه چیز درست خواهد شد



سید علی صالحی



طبقه بندی: اشعار سید علی صالحی، 
[ جمعه 31 مرداد 1393 ] [ 23:41 ] [ Shahram ] نظرات

با تیشه ی خیال تراشیده ام تو را

در هر بتی كه ساخته ام دیده ام تو را

از آسمان بــه دامنم افتاده آفتاب؟

یا چون گل از بهشت خدا چیده ام تو را

هر گل به رنگ و بوی خودش می دمد به باغ

من از تمام گلها بوییده ام تو را

رویای آشنای شب و روز عمر من

در خوابهای كودكی ام دیده ام تو را

از هر نظر تو عین پسند دل منی

هم دیده، هم ندیده، پسندیده ام تو را

زیباپرستیِ دل من بی دلیل نیست

زیرا به این دلیل پرستیده ام تو را

با آنكه جز سكوت جوابم نمی دهی

در هر سؤال از همه پرسیده ام تو را

از شعر و استعاره و تشبیه برتری

با هیچكس بجز تو نسنجیده ام تو را


قیصر امین پور



طبقه بندی: اشعار قیصر امین پور، 
[ جمعه 31 مرداد 1393 ] [ 23:35 ] [ Shahram ] نظرات

به کویت با دل شاد آمدم با چشم تر رفتم

به دل امید درمان داشتم درمانده تر رفتم

تو کوته دستی ام می خواستی ورنه من مسکین

به راه عشق اگر از پا در افتادم به سر رفتم

نیامد دامن وصلت به دستم هر چه کوشیدم

ز کویت عاقبت با دامنی خون جگر رفتم

حریفان هر یک آوردند از سودای خود سودی

زیان آورده من بودم که دنبال هنر رفتم

ندانستم که تو کی آمدی ای دوست کی رفتی

به من تا مژده آوردند من از خود به در رفتم

مرا آزردی و گفتم که خواهم رفت از کویت

بلی رفتم ولی هر جا که رفتم دربدر رفتم

به پایت ریختم اشکی و رفتم در گذر از من

ازین ره بر نمی گردم که چون شمع سحر رفتم

تو رشک آفتابی کی به دست سایه می آیی

دریغا آخر از کوی تو با غم همسفر رفتم


هوشنگ ابتهاج



طبقه بندی: سایر شاعران، 
[ جمعه 31 مرداد 1393 ] [ 23:35 ] [ Shahram ] نظرات

ناز با لحن زیر و بم داری

باز گفتی که دوستم داری

از سر سادگی ندانستم

سر جور و سر ستم داری

تو هم آری دل مرا بشکن

مگر از دیگران چه کم داری

تو بیا و سر از تنم بردار

بیش از این حق به گردنم داری

من سراسیمه می شوم تو بخند

تا تو داری مرا، چه غم داری؟

راستی چیز حیرت انگیزی است

این دل آدمی تو هم داری؟


محمد مهدی سیار



طبقه بندی: سایر شاعران، 
[ جمعه 31 مرداد 1393 ] [ 23:29 ] [ Shahram ] نظرات

چگونه سر کنم این روزهای بی خبری را

میان این همه دیوار، رنج در به دری را

شبیه قصه نویسی شدم که در همه عمرش

پری ندیده و در دل نهاده عشق پری را

برای دیدن تو سالهاست روزه گرفتم

چگونه باز کنم روزه های بی سحری را

به باد سرزنش خلق پشت سرو خمیده

وگرنه تاب می آورد رنج بی ثمری را

برای از تو نوشتن مرا خیال تو کافی ست

اگر رها کند این روزگار فتنه گری را


ناصر حامدی



طبقه بندی: سایر شاعران، 
[ جمعه 31 مرداد 1393 ] [ 23:27 ] [ Shahram ] نظرات

ای آنکه دوست دارمت، اما ندارمت

بر سینه می فشارمت، اما ندارمت

ای آسمان من که سراسر ستاره ای

تا صبح می شمارمت، اما ندارمت

در عالم خیال خودم چون چراغ اشک

بر دیده می گذارمت، اما ندارمت

می خواهم ای درخت بهشتی ، درخت جان

در باغ دل بکارمت، اما ندارمت

می خواهم ای شکوفه ترین مثل چتر گل

بر سر نگاه دارمت، اما ندارمت


سعید بیابانکی



طبقه بندی: اشعار سعید بیابانکی، 
[ جمعه 31 مرداد 1393 ] [ 23:25 ] [ Shahram ] نظرات

گفتم: بِدَوم تا تو همه فاصله ها را

تا زودتر از واقعه گویم گِله ها را

چون آینه پیشِ تو نشستم که ببینی

در من اثرِ سخت ترین زلزله ها را

پُر نقش تر از فرشِ دلم بافته ای نیست

از بس که گره زد به گره حوصله ها را

ما تلخیِ نه گفتن مان را که چشیدیم

وقت است بنوشیم از این پس بله ها را

بگذار ببینیم بر این جغد نشسته

یک بارِ دگر پر زدن چلچله ها را

یک بار هم ای عشقِ من از عقل میندیش

بگذار که دل حل بکند مسئله ها را


محمد علی بهمنی



طبقه بندی: اشعار محمد علی بهمنی، 
[ جمعه 31 مرداد 1393 ] [ 21:31 ] [ Shahram ] نظرات

تعداد کل صفحات : 41 ::     1  2  3  4  5  6  7  ...