فراسوی مرزهای شعر

«بهترین عاشقانه ها و اشعار شاعران جهان»


اگر مى خواهى احساس مرا بدانى

به سایه ات نگاه كن

نزدیك به توام

حال كه هرگز نمى توانم لمس ات كنم


جمال ثریا 

مترجم : سیامک تقی زاده




طبقه بندی: شاعران خارجی، سایر شاعران، آثار ادبی، 
[ جمعه 29 اسفند 1393 ] [ 08:54 ] [ Shahram ] نظرات

دست سردم

از چه می‌لرزی

پنجره را ببند

مداد را بردار

دوباره شعرهای عاشقانه بنویس 

نه 

این زمستان

از پنجره نیامده‌ است


شهاب مقربین




طبقه بندی: اشعار شهاب مقربین، 
[ جمعه 29 اسفند 1393 ] [ 08:49 ] [ Shahram ] نظرات

تلخم مپیچ ای دوست تلخم

آری رهایم کن در این مرداب جانکاه

بگذار در این واپسین دم

با درد خود دلگرم باشم

ناگاه

تیری از کمین برخاست بنشست

تا پر میان سینه ی من

دیدم که جنگل سنگ شد در دیدگانم

شب نرم نرمک ریخت در رود روانم

صیاد من کیست ؟

جز شاخ های سرکش پر شوکت دیرینه ی من

بگذار و بگذر

بگذار در این واپسین دم

گه گاه بالیسیدن خوناب خود

سرگرم باشیم

نصرت رحمانی




طبقه بندی: سایر شاعران، آثار ادبی، 
[ جمعه 29 اسفند 1393 ] [ 08:14 ] [ Shahram ] نظرات


آن ها که تنها زندگی نکرده اند

نمی فهمند

که سکوت

چگونه آدم را می ترساند

چگونه آدم با خودش حرف می زند

نمی فهمند که آدم

چگونه به سمت آینه ها می دود

در آرزوی دیدن یک همدم

اورهان ولی

مترجم : رسول یونان




طبقه بندی: اشعار رسول یونان، شاعران خارجی، 
[ جمعه 29 اسفند 1393 ] [ 08:11 ] [ Shahram ] نظرات

می دانم

عمری ست کنارِ هم و

هرگز به هم نمی رسیم

درست مثل ریل هایی

که رؤیاهای ما را به سر منزلِ ممکن رسانده اند

نازنین

هرگز نخواه که روزی به هم برسیم

همچون واگن های بی قرارِ هر قطاری

واژگون خواهیم شد

آن وقت همه می فهمند

ما حامل چند گفت و گوی عاشقانه

چند نامه ی ناخوانده و

چند بوسه ی بی ریا بوده ایم

شیرکو بی کس




طبقه بندی: شاعران خارجی، 
[ جمعه 29 اسفند 1393 ] [ 08:09 ] [ Shahram ] نظرات

بیش مرو بیش بیا ، مژده از آن یار بیار

برفکن این پرده‌ی دل ، رخصت دیدار بیار

چند که یار یار کنم ، سر به سرِ دار کنم ؟

بهرِ دلِ یوسف من ، نقد خریدار بیار

باز در این دورِ هوا ، میل پر و بال کجاست

حولِ حلول و حاشیه ، نقطه و پرگار بیار

نقش در این پرده ببین ، گردش این دایره را 

می طلب و تشنه بیا ، نشئه‌ی اَسرار بیار

قیمت ما ، مهرِ مکان ، منزل ما ، لال دهان

باز گره گشوده را ، بستن زنار بیار

دی چه هراس از این حواس ، مست توییم مست تو

باز بیا و قصه را ، بر سرِ بازار بیار

غرقه‌ی عشق لامجاز ، همسفرِ حقیقتیم

جان جهان ،بهرِ جان ، مژده از آن یار بیار

سیدعلی صالحی




طبقه بندی: اشعار سید علی صالحی، 
[ جمعه 29 اسفند 1393 ] [ 07:50 ] [ Shahram ] نظرات

یك روز

در دشت صبحگاهی پندارت

از جاده یی كه در نفس مه نهفته است

چون عاشقان عهد كهن

با اسب بور خسته می آیم من

در بامدادهای بخار آلود

در عصرهای خلوت بارانی

پا تا به سر دو چشم درشت و سیاه

تو گوش با طنین سم مركب منی

من چون عاشقان عهد كهن

با اسب پای پنجره می مانم

بر پنجه های نرم تو لب می نهم به شوق

و آنگاه

همراه با تپیدن قلب نجیب تو

از جاده های در دل مه پنهان

می رانم


منوچهر آتشی



طبقه بندی: اشعار منوچهر آتشی، 
[ دوشنبه 4 اسفند 1393 ] [ 11:49 ] [ Shahram ] نظرات