تبلیغات
فراسوی مرزهای شعر - مطالب آبان 1392
فراسوی مرزهای شعر

«بهترین عاشقانه ها و اشعار شاعران جهان»

به جان خواجه و حق قدیم و عهد درست

که مونس دم صبحم دعای دولت توست

سرشک من که ز طوفان نوح دست برد

ز لوح سینه نیارست نقش مهر تو شست

بکن معامله‌ای وین دل شکسته بخر

که با شکستگی ارزد به صد هزار درست

زبان مور به آصف دراز گشت و رواست

که خواجه خاتم جم یاوه کرد و بازنجست

دلا طمع مبر از لطف بی‌نهایت دوست

چو لاف عشق زدی سر بباز چابک و چست

به صدق کوش که خورشید زاید از نفست

که از دروغ سیه روی گشت صبح نخست

شدم ز دست تو شیدای کوه و دشت و هنوز

نمی‌کنی به ترحم نطاق سلسله سست

مرنج حافظ و از دلبران حفاظ مجوی

گناه باغ چه باشد چو این گیاه نرست


حافظ




طبقه بندی: اشعار حافظ، 
برچسب ها:اشعار حافظ، شعر پارسی، غزل، حافظ، خواجه شمس الدین، شیرازی،  
[ پنجشنبه 23 آبان 1392 ] [ 07:53 ] [ Shahram ] نظرات



بتهایم را می شکنم

تا فرش کنم

بر راهی که تو از آن می گذری

برای شنیدن ساز و سرود من ...


احمد شاملو



طبقه بندی: اشعار احمد شاملو، 
[ دوشنبه 20 آبان 1392 ] [ 09:22 ] [ Shahram ] نظرات

ما را ز خیال تو چه پروای شراب است

خم گو سر خود گیر که خمخانه خراب است

گر خمر بهشت است بریزید که بی دوست

هر شربت عذبم که دهی عین عذاب است

افسوس که شد دلبر و در دیده گریان

تحریر خیال خط او نقش بر آب است

بیدار شو ای دیده که ایمن نتوان بود

زین سیل دمادم که در این منزل خواب است

معشوق عیان می‌گذرد بر تو ولیکن

اغیار همی‌بیند از آن بسته نقاب است

گل بر رخ رنگین تو تا لطف عرق دید

در آتش شوق از غم دل غرق گلاب است

سبز است در و دشت بیا تا نگذاریم

دست از سر آبی که جهان جمله سراب است

در کنج دماغم مطلب جای نصیحت

کاین گوشه پر از زمزمه چنگ و رباب است

حافظ چه شد ار عاشق و رند است و نظرباز

بس طور عجب لازم ایام شباب است


حافظ




طبقه بندی: اشعار حافظ، 
برچسب ها:اشعار حافظ، شعر پارسی، غزل، حافظ، خواجه شمس الدین، شیرازی،  
[ پنجشنبه 16 آبان 1392 ] [ 07:55 ] [ Shahram ] نظرات

زلفت هزار دل به یکی تار مو ببست

راه هزار چاره گر از چار سو ببست

تا عاشقان به بوی نسیمش دهند جان

بگشود نافه‌ای و در آرزو ببست

شیدا از آن شدم که نگارم چو ماه نو

ابرو نمود و جلوه گری کرد و رو ببست

ساقی به چند رنگ می اندر پیاله ریخت

این نقش‌ها نگر که چه خوش در کدو ببست

یا رب چه غمزه کرد صراحی که خون خم

با نعره‌های قلقلش اندر گلو ببست

مطرب چه پرده ساخت که در پرده سماع

بر اهل وجد و حال در های و هو ببست

حافظ هر آن که عشق نورزید و وصل خواست

احرام طوف کعبه دل بی وضو ببست


حافظ




طبقه بندی: اشعار حافظ، 
برچسب ها:اشعار حافظ، شعر پارسی، غزل، حافظ، خواجه شمس الدین، شیرازی،  
[ دوشنبه 13 آبان 1392 ] [ 09:56 ] [ Shahram ] نظرات