تبلیغات
فراسوی مرزهای شعر - مطالب مهر 1391
فراسوی مرزهای شعر

«بهترین عاشقانه ها و اشعار شاعران جهان»


اگه یه روز بغض گلوت رو فشرد ؛ ...خبرم کن ...

بهت قول نمیدم که
میخندونمت


  .ولی می تونم باهات گریه کنم ...

اگه یه روز خواستی در
بری ...حتماً خبرم کن ،


قول نمیدم که ازت بخوام وایسی .اما می تونم


باهات بیام ...

اما اگه یه روز سراغم رو گرفتی ...و خبری نشد



...سریع به دیدنم بیا ...احتمالاً بهت احتیاج دارم...


[ یکشنبه 30 مهر 1391 ] [ 19:20 ] [ Shahram ] نظرات


دلم هوای دیروز را کرده ،
 
هوای روزهای کودکی را ..

دلم میخواهد مثل دیروز قاصدکی بردارم

آرزوهایم را به دستش بسپارم تا برای تو بیاورد !

دلم میخواهد دفتر مشقم را باز کنم و دوباره تمرین کنم ؛

الفبای زندگی را ..
 
میخواهم خط خطی کنم تمام آن روزهایی که دل شکستم و دلم را شکستند .

دلم میخواهد اگر معلم گفت در دفتر نقاشی تان

هر چه میخواهید بکشید
 
این بار تنها و تنها نردبانی بکشم به سوی تو ....



[ جمعه 21 مهر 1391 ] [ 06:50 ] [ Shahram ] نظرات

یك روز می بوسمت
 
یك روز كه باران می بارد،

یك روز كه چترمان دو نفره شده

  كه همه جا حسابی خیس خیس است ،
 
یك روز كه گونه هایت از سرما سرخ سرخ شده ،

آرامتر از هر چه تصورش كنی ،

یك روز.....

آهسته می بوسمت.




[ شنبه 15 مهر 1391 ] [ 06:07 ] [ Shahram ] نظرات


دوباره پاییز .....

اما ، نه (فصل خزان) زرد

دوباره پاییز.....

اما ، نه فصل اندوه و درد


دوباره پاییز.....

فصل زیبای
سادگی.....


دوباره پاییز،موسم شدید دلدادگی....


[ پنجشنبه 13 مهر 1391 ] [ 19:39 ] [ Shahram ] نظرات

تو نیستی و پاییز

از چشمهای مرد عاشقی
شروع شده است که

تمام درختان را گریسته است

در سوگ رفتنت.

برنگرد،

که بر نمی گردی تو هیچوقت

نمی خواهم داشته باشمت،نترس

فقط بیا
در خزان خواسته هایم

کمی قدم بزن
تا ببینمت...

دلم برای راه رفتنت تنگ شده است...



[ پنجشنبه 13 مهر 1391 ] [ 19:11 ] [ Shahram ] نظرات

وقتی که ماه تو میگیرد

من اینجا تاریک میشوم و

تاریکی هایم شب تر میشوند !

وقتی که خورشید تو میگیرد

من زرد میشوم

هوای دلت که می گیرد

برای من نفس کشیدن سخت میشود

و من چقدر هی باید دعا کنم که

ماه تو ( ماه من !)

خورشید تو ( خورشید من !)

هوای دل تو ( هوای دل من !)

نگیرند!!


[ چهارشنبه 12 مهر 1391 ] [ 15:48 ] [ Shahram ] نظرات