تبلیغات
فراسوی مرزهای شعر - مرا نمی‌شناسد مرگ ...
فراسوی مرزهای شعر

«بهترین عاشقانه ها و اشعار شاعران جهان»

دارم هی پا به پای نرفتن صبوری می‌کنم

صبوری می‌کنم تا تمام کلمات عاقل شوند

صبوری می‌کنم تا ترنم نام تو در ترانه کاملتر شود

صبوری می‌کنم تا طلوع تبسم، تا سهم سایه،‌ تا سراغِ همسایه

صبوری می‌کنم تا مَدار، مُدارا، مرگ

تا مرگ، خسته از دق‌البابِ نوبتم

آهسته زیر لب ... چیزی، حرفی، سخنی بگوید

مثلا وقت بسیار است و دوباره باز خواهم گشت

هِه! مرا نمی‌شناسد مرگ

یا کودک است هنوز و یا شاعران ساکتند!

حالا برو ای مرگ، برادر، ای بیم ساده‌ی آشنا

تا تو دوباره بازآیی

من هم دوباره عاشق خواهم شد


سید علی صالحی



طبقه بندی: اشعار سید علی صالحی، 
برچسب ها:سید علی صالحی، نامه ها، دکلمه خسرو شکیبایی، شعر عاشقانه، دکلمه، خسرو شکیبایی،  
[ یکشنبه 15 شهریور 1394 ] [ 20:22 ] [ Shahram ] نظرات