تبلیغات
فراسوی مرزهای شعر - حکایتی ست که من باشم و غم و تو نباشی ...
فراسوی مرزهای شعر

«بهترین عاشقانه ها و اشعار شاعران جهان»

حکایتی ست که من باشم و غم و تو نباشی

من و خیال تو باشیم باهم و تو نباشی

دلم گرفت که دور از تو در تداوم غربت

نوازشم کند از هر طرف غم و تو نباشی

قسم به رنج غریبی، گلایه از تو ندارم

که قامتم شود از غصه ها خم و تو نباشی

چگونه می شود اما به زیر زخم زبان ها

نیاز داشته باشم به مرهم و تو نباشی؟

روا مدار که با من درین غروب نفس گیر

غریبه ها همه باشند محرم و تو نباشی

در این نداری و دوری ، همیشه دلهره دارم

که دست پر به سراغت بیایم و تو نباشی


 
 مهدی شهابی



طبقه بندی: سایر شاعران، 
[ سه شنبه 29 اردیبهشت 1394 ] [ 21:06 ] [ Shahram ] نظرات