فراسوی مرزهای شعر

«بهترین عاشقانه ها و اشعار شاعران جهان»

تا زنده باشم چون کبوتر دانه می خواهم

امروز محتاج توام؛ فردا نمی خواهم

آشفته ام...زیبایی ات باشد برای بعد

من درد دارم شانه ای مردانه می خواهم

از گوشه ی محراب عمری دلبری جستم

اکنون خدا را از دل میخانه می خواهم

می خندم و آیینه می گرید به حال من

دیوانه ام، هم صحبتی دیوانه می خواهم

در را به رویم باز کن اندوه آوردم

امشب برای گریه کردن شانه می خواهم


علیرضا بدیع



طبقه بندی: اشعار علیرضا بدیع، 
[ جمعه 31 مرداد 1393 ] [ 23:52 ] [ Shahram ] نظرات