فراسوی مرزهای شعر

«بهترین عاشقانه ها و اشعار شاعران جهان»

مثل گیسویی که باد آن را پریشان می کند

هر دلی را روزگاری عشق ویران می کند
 
ناگهان می آید و در سینه می لرزد دلم

هرچه جز یاد تو را با خاک یکسان می کند
 
با من از این هم دلت بی اعتناتر خواست، باش

موج را برخورد صخره کِی پشیمان می کند؟
 
مثل مادر، عاشق از روز ازل حسرت کِش است

هرکسی او را به زخمی تازه مهمان می کند
 
اشک می فهمد غمِ افتاده ای مثل مرا

چشم تو از این خیانت ها فراوان می کند
 
عاشقان در زندگی دنبال مرهم نیستند

دردِ بی درمانشان را درد درمان می کند


مژگان عباسلو



طبقه بندی: اشعار مژگان عباسلو، 
[ جمعه 31 مرداد 1393 ] [ 16:46 ] [ Shahram ] نظرات