فراسوی مرزهای شعر

«بهترین عاشقانه ها و اشعار شاعران جهان»

آن که سودا زده چشم تو بوده است منم

و آن که از هر مژه صد چشمه گشوده است منم

آن ز ره مانده سرگشته که ناسازی بخت

ره به سر منزل وصلش ننموده است منم

آن که پیش لب شیرین تو ای چشمه نوش

آفرین گفته و دشنام شنوده است منم

آن که خواب خوشم از دیده ربوده است تویی

و آن که یک بوسه از آن لب نربوده است منم

ای که از چشم رهی پای کشیدی چون اشک

آن که چون آه به دنبال تو بوده است منم


رهی معیری




طبقه بندی: اشعار رهی معیری، 
برچسب ها:محمدحسن معیری، اشعار رهی معیری، شعر فارسی، رهی، معیری، غزلها، جلد دوم،  
[ سه شنبه 30 اردیبهشت 1393 ] [ 10:17 ] [ Shahram ] نظرات